ناصر الدين شاه قاجار
176
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
صبح برخاستيم بعد از ساعتى علماء و اعيان آشتيان و گركان بهمراهى جناب امين السّلطان و والى حاكم عراق بحضور آمدند آنها را ديديم و رفتند و بعد سوار شديم از بعضى درّه و تپّهها رانده تا بكركان رسيديم از آشتيان تا كركان يكفرسخ راه است و قريهء كركان در دامنه افتاده خانهاى پاكيزهء خوب دارد به قدر هفتصد هشتصد خانوار مىشود باغات زيادى دارد درّهء بود بالاى كركان كه آسيابهاى متعدّد و درخت بيد زيادى داشت و آبى از آنجا جارى بود رفتيم بالادست آسيابها كنار نهر زير درختهاى بيد فرموديم آفتابگردان زدند پياده شديم هواى خوبى داشت بلكه مايل بسردى بود بعد از نهار عرايض و نوشتجات زيادى بحضور آوردند همه را خوانده و جواب فرموديم تا عصر آنجا توقّف شد اديب الملك امروز بطهران رفت كه سلطنتآباد را براى ورود ما حاضر نمايد در مراجعت از راه صبحى برنكشته از راهى ديگر كه خودمان اختيار كرديم آمده يكربع ساعت كشيد كه مستقيما آمديم و وارد منزل شديم روز شنبه دوازدهم امروز بايد برويم بدستجرد يعنى بلوك جهرود صبح برخاسته سوار شديم امروز باز باد ميآمد و گرد و خاك بود جناب امين السّلطان آمد دم كالسكه تلگراف زيادى از ولايات داشت داد توى كالسكه همه را ملاحظه كرديم و همينطور رانديم رو بمشرق قدرى كه رفتيم عقب سرمانرا